242

می دونی همش فکر می کردم اگه یه کمی از هم فاصله بگیریم دلمون واسه همدیگه تنگ میشه

اما بعد از خوندن ایملیایی که واسم دادی و حرفایی که زدی این فکر اومد تو ذهنم که لابد به نبودنم عادت می کنی / و دیشب متوجه شدم که فکرم درست بوده / اخه دیشب گفتی " گوشیتو گذاشتی تو کشو " یعنی اصلا" منتظر من نبودی ؟ خیلی غمناک بود این حرفت /

 

از یه طرف کارای خوابگاه سپیده از اون طرف هم این حرفای تو ... عجب توانی دارم من ...

 

ای بابا چه دل خوشی داشتم من 

/ 0 نظر / 4 بازدید